| Home - Email - Archive - Link - RSS |
|
به دم مسيحائي ات ايمان دارم ! ... هرچند ؛ با نفس گرمت زنده مي كني و ... ... با سخن سردت مي ميراني ! * حيف ... پ.ن1: ميگم خدا جوني ! ، وسط اين سفره گنده ات ! يه مسكني ، چيزي پيدا نميشه ؟ ... آرامش لازم شدم ! پ.ن2: وبلاگ همه سر زدم ، اما حوصله كامنت دادن نيست ! اگه سيستم كاريتون كامنت در مقابل كامنته ، ميتونيد مقابله به مثل كنيد !!! پ.ن3: اين سريال " زيرزمين " را بدجوري دوست دارم ، فقط هم به خاطر " ننه قربونش " كه بدجوري شبيه ماماني بزرگمه ... پ.ن4: ميدونم خيلي ديره ... درخت را به نام برگ / بهار را به نام گل / ستاره را به نام نور / كوه را به نام سنگ / دل شكفته ي مرا به نام عشق / عشق را به نام درد / ... مرا به نام كوچكم صدا بزن . " عمران صلاحي " دلواپسم ... نگرانتم ... نگران تو ... نگـــــــــــــــــران ... ميفهمي ؟ اه ... ! + از مدرسه كه مياد ، هنوز كيفش را زمين نذاشته تلفن زنگ ميزنه كه : عطيه خانوم هست ؟ ... تف تو روي اين زندگي كه سال به دوازده ماه يكي زنگ نميزنه يه حالي از ما بپرسه ، بعد صبح تا شب تلفن باره عطيه خانوم زر زر مي كنه ... تف ! پ.ن1 : مشكل گشاد بودن است و بس ! ... حالا هي بگيد چرا آپ نمي كني ! پ.ن2 : شرمنده كردين واقعا ... يكي نبود بگه كه بابا ، اصلا مگه وبلاگ تو " روزنوشت " داره كه آپ تو ديتش كني ؟! يادته گفتم : " بيشتر از اون كه مال خودت باشي مال مني ، اينو مي فهمي ؟ حالا هي بدترين كار را بكن ، خودت را از من دريغ كن ..." ؟ يادته گفتي : " به شدت باهات موافقم... خیلی خیلي ... " . . . . . حالا چرا خودت داري بدترين كار را مي كني ؟ ... پ.ن1: معلم زيستمون با اون دماغ عقابي و گره ابروها و چونه بزرگ و مانتو دامن دار ، شديدا شبيه جادوگراست ... ( جادوگر كارتون هاي باگز باني را ديديد ؟ ... خوش هيكلش كنين ميشه اين ! ) پ.ن2: آي حال ميده روزه نباشي بعد اذان كه ميشه خودت را كلي تحويل بگيري و بشيني افطار كني ... آي حال ميده ... ! پ.ن3 : شده يكي را بشناسين ، اون هم شما را بشناسه ، اما همديگه را نشناسين ؟!!! ( به جون خودم پيش مياد ... يارو آشناست ها اما غريبه است !!! ) پ.ن4 : آدم دلش ميخواد يه دل سير فحش " كش دار " ! ( از هر دو دسته !!! ) به همه چي نثار كنه ... پ.ن5 : همين الان فهميدم چرا اينقدر شاكي ام من !!! پسره عوضي شكست عشقي خورده زجرش را من بايد بكشم ... صبح و ظهر آهنگ هاي جگر سوز به خورد آدم ميده ... صبح كه تو هپروتي ، ظهر هم كه كوفته اي ... همين ميشه ديگه !!! پ.ن6 : به حول قوه الهي امسال را كه روزه بگيرم به طور كلي محو ميشم ... پ.ن7 : من مدام يادم ميره " روز نوشت " را هم بايد به روز كنم !!! پ.ن8 : ... |
| اسفند 1386- بهمن 1386- دی 1386- آذر 1386- آبان 1386- مهر 1386- شهریور 1386- مرداد 1386- تیر 1386- خرداد 1386- اردیبهشت 1386- فروردین 1386- اسفند 1385- بهمن 1385- دی 1385- آذر 1385- آبان 1385- مهر 1385- شهریور 1385- مرداد 1385- تیر 1385- خرداد 1385- اردیبهشت 1385- فروردین 1385- اسفند 1384- بهمن 1384- دی 1384- آذر 1384- آبان 1384- مهر 1384- شهریور 1384- مرداد 1384- تیر 1384- خرداد 1384- اردیبهشت 1384- فروردین 1384- اسفند 1383- بهمن 1383- دی 1383- |
| سايه فعلي !- كوير - پرواز امير - جينگيلي- خم - برخورد نزديك از نوع سوم- باغ مخفی- teenager- روزنوشت حامد- دست نوشته هاي مامان بزرگ- يك عمراني - جاي تو خيلي خاليه ...- موژان- جان اسميت- من از جهان بی تفاوتی فکرها و حرفها و صداها می آیم- دختر كوچولو- كاپوچينو- من و اتاقم- بوي شبنم- آدمك- مي نويسم پس هستم ...- هورنو- Living in Rules- مصطفي مستور- Street Spirit- تنها در تاریکی- جزیره- شكلات داغ- بانوی تو- گوربان- عود نوح- تمشك- Mister OOF - سيگار و اسپرسو- شوق رفتن - UNTOLD TALE- C r o s s i n G- طعم گس خورشيد- دو فنجان مكث- |