| Home - Email - Archive - Link - RSS |
|
اندوه ، همان شبي است ، كه رو به روي آئينه ، به تماشاي كسي مي نشيني ، كه تا صبح ، اشك هايش را شماره مي كند ... * هی من بغض هایم را این روزها ببرم کجا ؟! د.ح 0 : درد داريم فقط ، بي حاشيه ! ملالی نیست ؛ حتی د و ر ی تو ! د.ح 5425686.12 : من از این هنر رنسانس و باروک و روکوکو متنفرم ، چرا باید بخونمشون یعنی ؟!!! د.ح 5236 : همه چی در حد افتضاح ، فاجعه ... به آستانه تحمل نزدیک می شویم ... د.ح 0 : اینجا سردتره یا من یا این روزای برفی ؟!!! ن.ک 1 : من هیچ خوشم نمیاد در مورد نوشته هام به کسی توضیح بدم ، قابل فهمه ؟!!! اینجا یک خاطره ی دور است ؛ اینجا یک خاطره ی دور زنده است ؛ اینجا برف هم که ببارد رد پای یک خاطره ی دور پاک نمی شود ؛ اینجا هر چقدر هم که سرد شود یاد یک خاطره ی دور یخ نمی زند ؛ اینجا من خودم را ، هر شب و هر شب ، با خیال یک خاطره ی دور دلگرم می کنم ؛ اینجا ... د.ح 10 : سر کلاس مدام استاد را اذیت می کنیم و هرهر و کرکر راه میندازیم ؛ یکی میاد در کلاس رو میزنه میگه ببخشید اینجا نمایشه ؟ استادمون هم که حسابی کلافه شده میگه نه ، کارتونه !!! بعد برمیگرده میبینه ما داریم چپ چپ نیگاش می کنیم ، من رو که همون میز اول نشستم و از اول کلاس یه بند چرت گفتم رو نشون میده میگه اینم سرنتی پیتی مونه !!! ( از بس که من جینگیلی مستون شدم این روزا واقعا هم بهم میاد !!! :D ) د.ح 13 : من دیگه تحمل ندارم ، دو هفته است استاد ترسیم جان جان را ندیدم ... غمگینم ! د.ح 3.14 : حوصله نوشتن ندارم ، از پست مزخرفم معلومه ؟!!! د.ح 0 : بودنَت می شود نقض تمامی قراردادهای عالم ... بیا ... ؛ بیا کمی نزدیک تر بنشین ... بلاگ نویس ها همه شان ، خوب می دانند یک روزی میرسند آنجا که نوشتن هم ارضایشان نمی کند ، مجبور می شوند درش را تخته کنند ... من یک سال است رسیده ام آنجا و همانجا ایستاده ام ؛ نه عقب میروم ، و نه جلو ... این یک ساله هیچی ننوشته ام ، هی خودم را تکرار کرده ام ، هی جمله ها را پس و پیش برده ام ، هی جای واو و اگر و اما را عوض کرده ام ، هی فعل ها را تغییر داده ام ، هی جمله ها را رنگ زده ام ، هی از دل همان متن های کهنه کلمه کشیده ام بیرون ریخته ام اینجا ، گاهی پستی را میگذارم و حس می کنم چقدر آشناست ، بعد شک می کنم ، فکر می کنم نکند قبلا این را نوشته بوده ام ؟ آرشیوم را می گردم ، می بینم توی تک تک پست های این یک سال آن را نوشته ام ، توی هر پست تکرارش کرده ام ... نمی بینید ؟! ، نمی بینید چقدر نخ نما شده ایم ؟! من و حرف هایم ... اما یک چیز را بدانید ، من عرضه تخته کردن اینجا را ندارم ، هی رنگ و شکل عوض می کنم تا بستنش را عقب برده باشم ... حیف ؛ حیف که من بلد نیستم هیچ چیز را از زندگی ام پاک کنم ... تکرار مکررات می کنم ... دوست داشتید بخوانیدم ، مدام ! |
| اسفند 1386- بهمن 1386- دی 1386- آذر 1386- آبان 1386- مهر 1386- شهریور 1386- مرداد 1386- تیر 1386- خرداد 1386- اردیبهشت 1386- فروردین 1386- اسفند 1385- بهمن 1385- دی 1385- آذر 1385- آبان 1385- مهر 1385- شهریور 1385- مرداد 1385- تیر 1385- خرداد 1385- اردیبهشت 1385- فروردین 1385- اسفند 1384- بهمن 1384- دی 1384- آذر 1384- آبان 1384- مهر 1384- شهریور 1384- مرداد 1384- تیر 1384- خرداد 1384- اردیبهشت 1384- فروردین 1384- اسفند 1383- بهمن 1383- دی 1383- |
| سايه فعلي !- كوير - پرواز امير - جينگيلي- خم - برخورد نزديك از نوع سوم- باغ مخفی- teenager- روزنوشت حامد- دست نوشته هاي مامان بزرگ- يك عمراني - جاي تو خيلي خاليه ...- موژان- جان اسميت- من از جهان بی تفاوتی فکرها و حرفها و صداها می آیم- دختر كوچولو- كاپوچينو- من و اتاقم- بوي شبنم- آدمك- مي نويسم پس هستم ...- هورنو- Living in Rules- مصطفي مستور- Street Spirit- تنها در تاریکی- جزیره- شكلات داغ- بانوی تو- گوربان- عود نوح- تمشك- Mister OOF - سيگار و اسپرسو- شوق رفتن - UNTOLD TALE- C r o s s i n G- طعم گس خورشيد- دو فنجان مكث- |