تبليغاتX
سایه
Home - Email - Archive - Link - RSS




باز كلمه كم آورده ام ،

 براي احوالاتم ،

برويد يك سيگار بكشيد ،

تلخي اش كه ماند ته گلويتان ،

فكر كنيد همان بغضي است كه توي گلوي من نه بالا ميرود و نه پايين ...

 

* يكي نيست بخندد ؛ بگويد ، همه چيز يك شوخي بيشتر نبود ؟!



+ Tue 19 Feb 2008 - 0:25 AM -   - 






من و ؛

خيال هايم و ؛

شازده كوچولو و ؛

شاملو !

 

* بي خوابي زده به سرم ؛

شايد هم به دلم ...

شب ها انقدر شاملو برايم " شازده كوچولو " مي خواند تا خواب مرا ببرد ...

 

اينجوري از خودم فرار مي كنم !

 

ن.ك : تولد ما يك زماني تيرماه بود ، فكر مي كنم الان هم همانجاست !!!

( گفتيم كه بدانيد و آگاه باشيد ! )

 

اضافه شده : ما " شازده كوچولو " با ترجمه " محمد قاضي " را بيشترتر مي دوستيم ، اما چه كنيم كه قاضي ننشسته قصه بخواند و شاملو نشسته !!!



+ Sat 9 Feb 2008 - 1:1 PM -  






آدم ، گاهي ، بايد ، شك ، كند ، به خودش ...

كه ، شايد ، نبوده ، و ، نباشد ، هيچ وقت ...

 

* از بس كه ديده نمي شود !

ن م ي ش و م ...

 

د.ح 0 : بي خيال من شويد ، خواهش مي كنم !

د.ح 0 : دوست ميخواهم ،

از آن ها كه تو را از خودت دور مي كنند !

د.ح 0 : امسال تنهايي تولد گرفتم ، من و اون نقاشي و يه عالم هيچي ...

جاي تو رو هم خالي نكرديم ، از بس كه خـــ ــالـــ ــي بود ...



+ Thu 7 Feb 2008 - 8:53 PM -   - 






بيا ؛

اين روزها ، روزهاي خوبي است براي د لـ ــتـ ــنــ ـگ بودن ،

من بغض هايم را مي آورم ،

تو آغوشت را ،

بيا ...

 

د.ح 2 : استاد در مورد مكتب دادائيسم صحبت مي كند ، " موناليزا با سبيل " مارسل دوشان را كه نشانمان مي دهد نيلوفر مي پرسد : استاد ، داوينچي ناراحت نشد ؟!!!

( اين دختر كلا طنز سر خود است ، بازه زماني كه اصلا موضوع قابل توجهي نبايد باشد ! )

د.ح 7 : ما از همان وقت كه يادمان مي آيد به اسم نويد عجق مي ورزيديم ، همچنان هم ميورزيم !!! :D

د.ح 6 : " افرا " را ديديم و كلي فيض برديم كه هيچ ، رفتيم " ملاقات بانوي سالخورده " را هم ديديم و بيشترترتر فيض برديم !

( نبينيدشان دچار ضرر شده ايد شديد ! ، خصوصا اين بانوي سالخورده كه به شدت دوستش داشتيم ! )

د.ح 1 : آقاي عزيز ، ما را هم بازي بدهيد بد نيست !

د.ح 0 : اين روزها هي بيشتر و بيشتر توي خودم فرو مي روم ...



+ Fri 1 Feb 2008 - 2:27 PM -   - 






من اگر موجود قابل تحملي ،

- يا بعضا قابل تامل -

نيستم ،

درست ... ؛

اما بدبختي اينجاست كه ، هستم !

 

* و فكر مي كنم

- شايد -

اين موضوع ِ قابل تاملي باشد !

 

د.ح 6345 : من تا سه شنبه بياد و برم و بشينم و افرا را ببينم ميميرم !

د.ح 0 :  گاهي فكر مي كنم ،

كاش مي شد حباب باشي ،

يك اشاره و ،

پوووووف ،

ديگر هيچ جا نبودي ... !



+ Sat 26 Jan 2008 - 7:33 PM -   - 





اسفند 1386- بهمن 1386- دی 1386- آذر 1386- آبان 1386- مهر 1386- شهریور 1386- مرداد 1386- تیر 1386- خرداد 1386- اردیبهشت 1386- فروردین 1386- اسفند 1385- بهمن 1385- دی 1385- آذر 1385- آبان 1385- مهر 1385- شهریور 1385- مرداد 1385- تیر 1385- خرداد 1385- اردیبهشت 1385- فروردین 1385- اسفند 1384- بهمن 1384- دی 1384- آذر 1384- آبان 1384- مهر 1384- شهریور 1384- مرداد 1384- تیر 1384- خرداد 1384- اردیبهشت 1384- فروردین 1384- اسفند 1383- بهمن 1383- دی 1383-
سايه فعلي !- كوير - پرواز امير - جينگيلي- خم - برخورد نزديك از نوع سوم- باغ مخفی- teenager- روزنوشت حامد- دست نوشته هاي مامان بزرگ- يك عمراني - جاي تو خيلي خاليه ...- موژان- جان اسميت- من از جهان بی تفاوتی فکرها و حرفها و صداها می آیم- دختر كوچولو- كاپوچينو- من و اتاقم- بوي شبنم- آدمك- مي نويسم پس هستم ...- هورنو- Living in Rules- مصطفي مستور- Street Spirit- تنها در تاریکی- جزیره- شكلات داغ- بانوی تو- گوربان- عود نوح- تمشك- Mister OOF - سيگار و اسپرسو- شوق رفتن - UNTOLD TALE- C r o s s i n G- طعم گس خورشيد- دو فنجان مكث-



Template Designed by ©actus
All Rights Reserved for ElhamAhooi.blogfa.com