من اگر موجود قابل تحملي ،
- يا بعضا قابل تامل -
نيستم ،
درست ... ؛
اما بدبختي اينجاست كه ، هستم !
* و فكر مي كنم
- شايد -
اين موضوع ِ قابل تاملي باشد !
د.ح 6345 : من تا سه شنبه بياد و برم و بشينم و افرا را ببينم ميميرم !
د.ح 0 : گاهي فكر مي كنم ،
كاش مي شد حباب باشي ،
يك اشاره و ،
پوووووف ،
ديگر هيچ جا نبودي ... !