من و ؛
خيال هايم و ؛
شازده كوچولو و ؛
شاملو !
* بي خوابي زده به سرم ؛
شايد هم به دلم ...
شب ها انقدر شاملو برايم " شازده كوچولو " مي خواند تا خواب مرا ببرد ...
اينجوري از خودم فرار مي كنم !
ن.ك : تولد ما يك زماني تيرماه بود ، فكر مي كنم الان هم همانجاست !!!
( گفتيم كه بدانيد و آگاه باشيد ! )
اضافه شده : ما " شازده كوچولو " با ترجمه " محمد قاضي " را بيشترتر مي دوستيم ، اما چه كنيم كه قاضي ننشسته قصه بخواند و شاملو نشسته !!!